اين كتاب با حجم بسيار كوچک در برگیرنده تمامی ضروریاتی که یک مسلمان لازم است از دینش بداند در بر گرفته است.
در اين كتاب مختصري درباره مسايل فقهي ذيل مي خوانيد: طهارت و نماز، فصل جنائز، فصل روزه، فصل زکات، فصل حج، فصل نکاح، فصل معاملات، فصل أيمان يا سوگندها، فصل أطعمه يا خوردنيها، فصل وصايا، فصل فرائض، فصل حدود، فصل جنايات، فصل قضاءداوري، فصل جهاد، فصل عتق ياآزاد کردن بردگان.
پناهگاه مسلمان [ حصن المسلم ] : اين كتاب مختصرى است كه قسمت أذكار آنرا از كتابم: «الذِّكْرُ وَالدُّعَاءُ وَالْعِلاَجُ بِالُّرقَى مِنَ الْكِتَابِ وَالُّسنَةِ» انتخاب نمودم تا استفاده از آن در سفرها، آسان باشد.
بدين جهت، فقط به ذكر متن حديث، بسنده نموده ام و بجاى سند، به ذكر يك يا دو مصدر اكتفا كرده ام، لذا هركس كه خواهان شناخت صحابى حديث و يا اسناد آن است به اصل منابع حديث، مراجعه كند.
و از الله ـ عز وجل ـ با توسّل به أسماء الحسنى و صفات العليائش خواهانم كه آنرا بعنوان عملى خالص به درگاه كريم خويش بپذيرد و در دنيا و آخرت برايم سودمند گرداند، و نيز براى كسى كه آنرا مى خواند، يا آنكه آنرا چاپ مى كند، يا سبب انتشار آن مى گردد، سودمند قرار دهد ؛ إنه سبحانه ولي ذلك والقادر عليه. وصَلَى اللهُ عَلَى نَبِيِّنَا مُحَمَّدٍ وَعَلَى آلِهِ وَأَصْحَابِهِ وَمَنْ تَبِعَهُمْ بِإِحْسَانٍ إِلَى يَوْمِ الدِّينِ.
خداوند متعال برای اهل بیت پیامبرش – صلى الله عليه وسلم - حقوقی مقرر نموده و آنان را به فضائلی اختصاص داده است، اهل سنت در برخورد و فراگیری این حقوق و فضائل با مخالفانشان تفاوت آشکاری دارند، اهل سنت بدون هیچ غلو و افراط و یا تفریطی به حقوق و جایگاه اهل بیت اقرار دارند و آن را به جا میآورند، اما مخالفان آنها در این مورد دیدگاهی متناقض با دیدگاه آنها دارند، برخی چیزهایی را به این حقوق افزودهاند؛ و بلکه افرادی از اهل بیت را به عنوان پروردگار جهانیان قرار دادهاند، و بعضی حقوق اهل بیت را کاملاً نادیده گرفتهاند و بلکه بعضی از آنها تا جایی پیش رفتهاند که آنها را ستمگر و کافر شمردهاند.
بنابراین از خداوند مسئلت مینماییم که به ما توفیق دهد در این کتابچه اهل بیت را معرّفی کنیم و حقوق شرعی آنان را بدون افراط و تفریط بیان داریم.
سيرى در جهان : اين كتاب زنگ خطرى است كه براى همه به صدا در آورده شده همانند كسى که وسط دريا در حال غرق شدن است و با صداى بلند فرياد كمك مىزند موج هاى بلند وحشتناك كشتى را احاطه كرده اند تا لحظاتى نه چندان دور كشتى به قهر درياها فروميرود دريايى كه ابتدا وانتهايى ندارد ولى از دور مناره هاى نجات در حال نمايان شدن است هنوز اميد باقى است و از ساحل زياد دور نشد ه ايم از اينجاست كه نويسنده با صداى بلند فرياد مىزند خود را و هر آن كس كه مىتوانيد نجات دهيد و سكان كشتى را با قدرت متوجه ساحل نماييد.
عجيب ترين دروغ تاريخ : شخصیت مهدی همان آرزوی امروز شیعیان و کسانی که خیلی مشتاق دیدار او هستند، است. همان کسانی که اسم او را بدون گفتن (عج) نمیآورند. این شخصیتی است که در مورد او بسیار سخن گفته شده است. در این رساله به جوانب آن پرداخته شده و حقیقت آن روشن شده است و در مورد تفاوت میان مهدی اهل سنت و مهدی شیعه هم بحث شده است.
بهترين انسانها بعد از بيامبران : خداوند سبحان پیامبرش را در میان گروهی از خلق خود یعنی اصحاب برگزیده است که او را بر جان و مال خود برتری دادهاند و در هر حال خود را فدای ایشان نمودهاند
آنان آموزههای دین را رساندند و دلسوزانه مسلمانان را نصیحت نمودند و با اجتهادات زیبا و پر برکت خود، راههای دین را تهذیب و پاک نمودند و اسباب آن را تقویت نموده تا آثار نعمتهای خداوند بر مردم تبلور شد، و دینش پابرجا و استوار گردید و خط و نشانههایش واضح و آشکار گردید. و شرک و بتپرستی را خوار و زبون نموده و شاخههایش را پایین آورده و ساقههایش را نابود نمودند. و دین خدا برتری خود را یافت و دین و کیش کافران را پَست و فرومایه و بیارزش نمود. پس درود و رحمت و برکت الله بر جان پاک و روح بلند و پاکیزهاشان.
آنها در زندگی خود اولیاء و دوست خداوند بودند و پس از مردن نامشان زنده و جاوید ماند. و برای بندگان خدا نصیحتگر و خیرخواه شدند. آنها پیش از اینکه به دنیای آخرت برسند بدانجا سفر نموده بودند، و از دنیا رفتند در حالی كه نامشان در آن جاويدان است.
آنان یاران پیامبر، بهترینان امتاند. اهل عمل و کردار نیک و جوانمردی و بخشندگی بودند. با عدالت خود ریاست و فرمانروایی جهان را به دست گرفتند و با نور خود تاریکیها را زدودند.
راهي ديگر براى کشف حقيقت ( ماجراى غدير خم و فاطمه رضي الله عنها ) : در اين کتاب با همين روش دعواي شيعه و سني مبني بر راست يا دروغ بودن غدير خم و جانشيني علي و شکسته شدن پهلوي فاطمه را به محک ميكشيم و بياعتنا به جار و جنجال و دعوا و مکر طرفهاي دعوا به کمک علم جرمشناسي ثابت ميكنيم که حقيقت چيست و کي دروغگوست. درست مثل پيراهن پاره يوسف که زبان چرب و نرم زليخا را از تاثير انداخت.
بدان که دین صحیح و معقول آنست که اصول و اساس آن مستند به برهان و مدرک باشد و دلیل روشنی بر آن قائم شود نه آنکه فقط گفتار گذشتگان باشد. متأسفانه با آنکه دانشمندان اسلامی معتقدند که اصول و عقائد باید تحقیقی و با برهان باشد و تقلید روا نیست و حتی در رسالههای فقهاء این مطلب ذکر شده، ولی از هر یک از مدعیان اسلامی بپرسی اصول دین شما چند است و مدرک شما چیست؟ در جواب یا عاجر میمانند و یا با فکرشان دلیلهایی میآورند، و به عقل خودشان برهانی میشمرند.
تاريخ طبرى يا تاريخ الرسل والملوک يكى از كتب معتبر تاريخ مىباشد گرچه در تاریخ طبری روایات ضعیف و داستانهای ساختگی هم یافت میشود اما با این وجود در بین کتب تاریخ این کتاب معتبرترین آنهاست.
ببينيم امام الطبرى چه مىگويد:
امام ابوجعفر محمد بن جرير الطبري مىگويد: در اين كتاب خبر ملوك و پيامبران و خليفگان را كه شاكر خدا بودند و نعمت بيشتر يافتند، و آنها كه نعمتشان به آخرت افتاد، و آنها كه كفران كردند و در ايام حيات متنعم بودند، بياورم، از آغاز خلقت، و چيزى از حوادث ايامشان را ياد كنم كه عمر از استقصاى آن كوتهى كند و كتابها دراز شود، و مدتشان و آغاز و انجام كارشان بگويم، و روشن كنم كه آيا پيش از ايشان كسى بوده؟ و چه بوده؟ و پس از آنها چه شده، و معلوم كنم كه جز خداى واحد قهار دارنده آسمانها و زمين و مخلوق آن، كس قديم نباشد، و اين به اختصار باشد، نه مفصل، كه هدف كتاب ما استدلال در اين باب نيست، بلكه تاريخ ملوك گذشته است، و شمعهاى از اخبارشان، و زمان رسولان و پيامبران و مقدار عمرشان، و مدت خليفگان سلف و چيزى از سرگذشتشان و قلمرو حكومتشان و حوادث عصرشان، و به دنبال آن ذكر ياران پيامبر محمد صلى الله عليه وسلم و نامها و كنيهها و نسبهايشان و مدت عمرشان، و وقت وفات هر كدامشان را با موضع وفات بياورم، سپس از تابعان و اخلاقشان سخن آورم، و معلوم كنم كه روايت كدامشان را پسنديدهام و نقل كردهام و آنها كه روايتشان را نپسنديدهام و نياوردهام.
بيننده كتاب ما بداند كه بناى من در آنچه آوردهام و گفتهام بر راويان بوده است نه حجت عقول و استنباط نفوس، به جز اندكى كه علم اخبار گذشتگان به خبر و نقل به متأخران تواند رسيد، نه استدلال و نظر، و خبرهاى گذشتگان كه در كتاب ما هست و خواننده عجب داند يا شنونده نپذيرد و صحيح نداند، از من نيست، بلكه از ناقلان گرفتهام و همچنان ياد كردهام.