آموزش نماز [ تعليم الصلاة ] : چنـدين بار از من خواسته شد تا كتابى مختصر و جامع در بارهء ركن دوم اسـلام كه نماز است بنويسم، كتابى در برگيرندهء امور اساسى آن بوده و در عين حال قابليت ترجمه بزبانهاى ديگر نيز داشته باشد.
لذا پس از جمع كردن و بررسى كتاب هايى كه در بارهء نماز نوشته شده، برايم واضح گرديد كه هر كتابى در يكى از قسمت هاى نماز سخن مى گويد.
بعضى از آنها در باره صفت و چگونگى اداى نماز نوشته شده، و أهميت و فضل نـماز را ترك كرده، و بعض ديگر مسائل اختلافى را كه براى نوآموزان ذكر آن لازم نيست شرح داده است.
پس لازم دانستم مسائل مهمى كه بر هر مسلمان واجب است آنرا انجام دهد، با إرائه دلايل شرعى از قرآن كريم و سنت رسول الله ص جمع آورى كنم و مسائلى كه در آن اختلاف وجود دارد، و نيز پژوهش هاى طولانى را ترك كنم، با مراعات به اختصار و شموليت موضوع، تا اينكه به فهم هر خواننده اى نزديك بوده و ممكن باشد به زبانهاى ديگر نيز ترجمه شود.
از خداوند مسئلت دارم كه نفع آنرا به همگى برساند و خداست شنوا و إجابت كننده دعاها. والله الموفق.
كتاب حاضر (اربعون نووي) نام دارد كه شامل چهل و دو حديث مىباشد و مؤلف آن امام محىالدين ابو زكريا يحيي بن شرف نووى است.
هر حديثي از اين احاديث، قاعده بزرگي از قواعد اسلام به شمار مىرود و علما گفته اند كه مدار كلي اسلام، يا نصف، يا يك سوم اسلام بر اين احاديث استوار است، ناگفته نماند كه امام نووى رحمت الله عليه بر خود لازم دانست كه بيشتر احاديث اين كتاب را از معتبرترين و صحيح ترين آن ها بر گزيند، و همچنين يادآور شويم كه اسناد احاديث، حذف شده تا حفظ كردنِ آن ها آسان شود و فايده آن به همگان برسد ؛ بنابر اين هركس پيروزي و كاميابي آخرت را مىخواهد بايستى احاديثي كه در برگيرنده امور مهم دين و طاعات است را بداند و به آن عمل كند.
اميد است خداوند ترجمه اين كتاب را فقط براي رضا و خشنودي خود بداند و نيز پسند خاطر خوانندگان محترم واقع شود تا ما را از دعاي خير بى بهره نسازند.
وصلي الله علي محمد وآله وصحبه.
پس این موضوع را میتوان بعنوان یک دیدگاه ضروری در احوال اصحاب، بحساب آورد که مورخین و محققین و کسانی که بخواهند سیره و زندگینامه یکی از صحابه را مورد بحث قرار دهند لازم و ضروری میباشد.
و همچنین مباحث زیر را در آن آوردم:
اولاً: دلایل عدالت اصحاب در قرآن و سنت پیامبر صلى الله عليه وسلم در این میان، دلایلی را آوردهام که بطور واضح و روشن بر آن دلالت میکنند و روایات صحیح و درست را نقل کردهام با برخی تعلیقات و توضیحات.
ثانیاً: مقام و منزلت صحابه با هیچ یک از کسانی که بعد از آنها آمدهاند برابری نمیکند، در آن بیان نمودهام که فضیلت اصحاب بر همه آنها برتری دارد.
ثالثاً: انواع سب و دشنام اصحاب و حکم همه آنها، در این موضوع هم بیان نمودهام که فرق میان آن کسی که در عدالت صحابه طعن میزند با غیر آن چیست، و نیز حکم کسی که به اصحابی دشنام میدهند که نصوص متواتر بر فضیلت آنها وجود دارند، و یا حکم کسانی که بطور عام دشنام میدهند، و یا برخی از آنان را دشنام میدهند، و در پایان این موضوع به موضوع دشنام دادن به امالمؤمنین عائشه ل اشاره کردهام که خداوند او را از هر پلیدیی تبرئه نموده است، و سپس به حکم بقیه امهات المؤمنین پرداختهام.
رابعاً: و به دنبال آنها آثار مترتب بر سب و دشنام دادن و لوازم آن را آوردهام.
خامساً: موقف و برخورد ما نسبت به اختلافاتی که میان اصحاب رخ داده است، در اینجا هم برخی از جوانب را آوردهام که محقق نیازمند است که آن را بداند تا هنگام تحقیق به اشتباه نیافتد و آنان را سب و دشنام ندهد.
خواننده گرامی در پایان این مقدمه لازم است که بگویم من چیز جدید و تازهای را نمیگویم بلکه گزیدهای از نظرات ائمه را گردآوری نمودهام و در پهلوی همردیف کردهام برای یک هدف معین و آن هم یادآوری نمودن نظرات و اعتقادات اهل سنت در این موضوع میباشد و خودداری نمودن و بازداشتن از هر چیزی که با این نظرات منافات دارد.
این کوششی است که با تمام کوششهای آنان که به سلف صالح نسبت داده میشوند افزوده میشود که در این زمینه نوشتهاند، خواه در زمینه عقیده باشد یا فرقهها و یا در زمینه تاریخ، حدیث و یا غیره ....
و در پایان از خداوند منان میطلبم که حب و دوستی اصحاب را به ما عطا نماید و ما را با آنان حشر نماید.
و از خداوند توفیق روزافزون و ثابت قدمی را خواهانیم.
این كتابچه كه هم اكنون در پيش روي شما قرار دارد در مورد وحدانيت و يكتا پرستي الله سبحانه و تعالي ميباشد، ابتدا بايد از يكي از بزرگان اهل بیت پیامبر - صلى الله عليه وسلم - كساني كه بزرگشان ميپنداريم و به وسيله محبت آنها خود را به الله تعالي نزديك ميكنيم- تشكر كنم كه به من پيشنهاد كرد رسالهاي آراسته به آيات قرآن و فرمودههاى پيشوايان اهل بيت بنويسم چون نفع زيادي براي همه امت در پي دارد پس به خاطر شوقي كه داشتم به درخواست او پاسخ دادم. با وجود اينكه شرم داشتم از اينكه بر كساني كه از نظر علم و تقوا بر من برتري دارند پيشي گيرم.
امّا دیدم که سستی من از نوشتن این كتاب همان کتمان علم است مخصوصاً هنگامي كه به روایاتی از اهل بیت که مخالف ادعای برخيها که امروزه خود را به آیین و اعتقاد آنها نسبت میدهند آگاهی پیدا کردم.
براستی که در این زمان فتنهها پشت سر هم آمدهاند. چنانچه کسی دارای دلی زنده باشد آنچه را که میبیند و میشنود ناپسند میدارد و از الله سبحانه و تعالي میخواهد که فتنهاش را در دینش قرار ندهد.
و کدام فتنه بزرگتر از فتنة روی گردانی از آنچه معنی شهادتین « شهادتِ أن لا إله إلا الله، و أنَّ محمداً رسول اللهِ » را حقیقت میبخشد. چه بسیارند کسانی که با علم، دیگران را نسبت به شهادتین در فتنه انداختهاند و چه بسیارند آنهایی که از روی تقلید در آن به فتنه دچار شدهاند.
پس بر من واجب است که همّتم را محکم و ارادهام را با طلب یاری از خداوند قوی گردانم. در حالی که در رساندن گفتهام به مردم فقط از او توفیق و استحکام میطلبم. اگر آنچه را که میخواستم بیان کنم بطور کامل بیان شد پس سپاس خداوند که با نعمت خودش نیکیها را کامل نمود و اگر آنچه میخواستم کاملاً بیان نشد از خداوند میخواهم از پاداش آن بیبهرهام نکند و این کارم را خالصانه در راه خودش قرار دهد، طوری که ریا و شهرت طلبی در آن نباشد.
و برای اینکه خوانندة گرامی بداند راضی نمودن مردم هدفی دست نیافتنی است و کسی که مردم را در مقابل ناخشنودی خداوند راضی نماید خدا او را به مردم واگذار نموده و به آنها محول میکند، و کسی که خداوند را در مقابل ناخشنودی مردم راضی نماید خدا از او راضی بوده و همچنین مردم را از او راضی مینماید.
و آخِرُ دعوانا أَنِ الحمدُ للهِ ربِّ العالمینَ
فصل اول: در بيان اينكه تاريخ را چگونه بايد خواند و همچنين در اين فصل روش امام طبري و اهميت اسناد در تاريخ اسلامي بيان شده است.
فصل دوم: در اين فصل حوادثي كه از وفات پيامبر ص تا سال شصت و يك هجري رخ داده است را بيان ميكنم و حوادث مهمي كه در اين دوران رخ داده است را تا آن جا كه ميتوانم با اسناد صحيح ذكر ميكنم. و به داستانهاي دروغين و ساختگي گوشزد مينمايم.
فصل سوم: در اين فصل به موضوع عدالت اصحاب به استناد از كتاب و سنت با بيان مهمترين شبهاتي كه در مورد آنها ايراد شده است و بيان حقيقت در اين مورد پرداختهام.
فصل چهارم: در اين فصل به قضيه خلافت پرداختهام، و دلايل بدعتگذاران كه براي اثبات امامت علي بن ابي طالب ارائه ميدهند را به تفصيل بيان كردهام و بسيار به صورت علمي و دقيق اين دلايل بررسي و مورد مناقشه قرار گرفتهاند كه كمتر در كتابي ديگر غير از اين يافته ميشوند.
پناهگاه مسلمان [ حصن المسلم ] : اين كتاب مختصرى است كه قسمت أذكار آنرا از كتابم: «الذِّكْرُ وَالدُّعَاءُ وَالْعِلاَجُ بِالُّرقَى مِنَ الْكِتَابِ وَالُّسنَةِ» انتخاب نمودم تا استفاده از آن در سفرها، آسان باشد.
بدين جهت، فقط به ذكر متن حديث، بسنده نموده ام و بجاى سند، به ذكر يك يا دو مصدر اكتفا كرده ام، لذا هركس كه خواهان شناخت صحابى حديث و يا اسناد آن است به اصل منابع حديث، مراجعه كند.
و از الله ـ عز وجل ـ با توسّل به أسماء الحسنى و صفات العليائش خواهانم كه آنرا بعنوان عملى خالص به درگاه كريم خويش بپذيرد و در دنيا و آخرت برايم سودمند گرداند، و نيز براى كسى كه آنرا مى خواند، يا آنكه آنرا چاپ مى كند، يا سبب انتشار آن مى گردد، سودمند قرار دهد ؛ إنه سبحانه ولي ذلك والقادر عليه. وصَلَى اللهُ عَلَى نَبِيِّنَا مُحَمَّدٍ وَعَلَى آلِهِ وَأَصْحَابِهِ وَمَنْ تَبِعَهُمْ بِإِحْسَانٍ إِلَى يَوْمِ الدِّينِ.
اين كتابچه درباره ي وردها و ذكرهاي شبانه روزي است كه جوان پرهيزكار خالد بن عبدالرحمن جريسي از ميان اخبار و احاديث صحيح نبوي برگزيده و گردآوري كرده است و در عين كوتاهي و اختصار، بسيارمفيد است. محتواي اين كتابچه، انباشته از اورادي است برگرفته از صحيح تريـن سنت هاي رسول الله - صلى الله عليه وسلم - كه بهره گرفتن ازآن ها، ما را از مراجعه به وردهاي طولاني بىنياز مىكند.
خداوند به گردآورنده ى آن پاداش خير دهد و اجر او را دوچندان كند و علم و عمل او را به بالاترين درجه ها برساند.
والله أعلم وصلي الله علي محمد وآله وصحبه وسلم.
نوشته ي: عبدالله بن عبدالرحمن الجبرين
فصل اول: احكام كلي.
فصل دوم: در بيان احكامي كه به آراستگي جسمي زن اختصاص دارد.
فصل سوم: احكامي كه به عادت ماهانه و استحاضه و خون بعد از ولادت اختصاص دارد.
فصل چهارم: احكامي كه به لباس و حجاب اختصاص دارد.
فصل پنجم: در بيان احكامي كه به نماز زن اختصاص دارد.
فصل ششم: احكامي كه در مورد مردگان به زن اختصاص دارد.
فصل هفتم: احكامي كه در مورد روزه به زن اختصاص دارد.
فصل هشتم: احكامي كه در مورد حج و عمره به زن اختصاص دارد.
فصل نهم: احكامي كه به زناشويي و رشد و تقويت آن اختصاص دارد.
فصل دهم و پاياني: در بيان احكامي كه كرامت زن را حفظ ميكند و عفت او را مصون ميدارد.
دين حق : « بدان اى انسان خردمند! نجات وسعادت دنيا وآخرت را نمى يابى مگر اينكه پروردگارت را كه ترا آفريده است بشناسى، وبه او ايمان بياورى، وتنها اورا پرستش كنى، وپيغمبرى را كه خداوند او را جهت رهنمائى تو وهمه مردمان فرستاده است بشناسى وبه او ايمان بياورى واز او پيروى كنى، ودين حق را كه خداوند به تو امر نموده بشناسى وبه آن ايمان آورده عمل كنى.
واين كتاب كه بنام (دين حق) بخدمت تو پيش كرده شده درآن بيان همه امورى بزرگ ومهم است كه بايد آنها را بشناسى وبه آنها ايمان آورده درعمل پياده كنيد. ودر حاشيه اين كتاب بعضى اصطلاحات ومسايل را كه به توضيح وروشن ساختن نياز داشت ذكر كردم البته آن مبنى بر كلام خداوند واحاديث رسول عليه السلام بوده؛ زيرا كه اين دو مرجع دين حق است وخداوند بغير از اين دين ديگر دين را از كسى نمى پذيرد. ودر اين نامه تقليد نابينايان را كه باعث گمراهى بعضى مردم شده اند دوركردم، وذكر بعضى از طوائف گمراه راكردم كه گمان دارند براه راست وحق استوار اند، حال آنكه آنها از راه راست وحق دور ميباشند، تا آنعده نادانانيكه منسوب به همين طوائف گمراه هستند وهمچو آنانكه از حقيقت آن پى نبردند آگاه شوند وآنها در حذر باشند. والله حسبي ونعم الوكيل ».